تبلیغات
کاراته شهرستان دیواندره - زندگینامه اساتید و بزرگان کاراته


زندگینامه بزرگان کاراته  (استاد ماساتوشی ناکایاما)


زندگینامه بزرگان کاراته ۱۳ (استاد ماساتوشی ناکایاما)

از استادان ژاپنی مطرح در رشته کاراته شوتوکان می‌باشد. او از جمله کسانی است که در تأسیس انجمن کاراته ژاپن Japan Karate Association در سال ۱۹۴۹ سهم بسزایی داشته و نیز کتاب‌های متعددی را در این زمینه به رشته تحریر درآورده که خدمت شایانی به این رشته از کاراته نموده و بی اغراق می‌توان گفت که دنیای کاراته‌ی شوتوکان مدیون زحمات بی‌شائبه‌ی استاد ناکایاما است. برای تقریباً چهل سال تا زمان فوتش به سال ۱۹۸۷، ناکایاما تلاشهای بسیاری نمود تا کاراته شوتوکان را در سراسر دنیا گسترش دهد. او نخستین استاد در تاریخ شوتوکان می‌باشد که توانست در زمان حیات به دان۹ دست پیدا کند و پس از مرگش بود که به وی دان ۱۰ اعطاء شد.

ناکایاما در تاریخ ۱۳ آوریل ۱۹۱۳ در استان یاماگوچی ژاپن متولد شد. او به طایفه‌ی سـانـادا تعلق داشت (خاندان سانادا نسل اندر نسل از استادان رشته رزمی کن‌جوتسو بودند). پدربزرگ ناکایاما، نائومیچی ناکایاما جراح زبردستی بود که در توکیو اقامت داشت و توانست به عنوان آخرین عضو خاندان به آموزش کن‌جوتسو بپردازد. پدر ناکایاما نیز به طبابت اشتغال داشت و از پزشکان ارتش بود و هنر رزمی وی نیز جودو بود. پدر ناکایاما مأمور خدمت در چین تایپه (جزیره تایوان) شد و قاعدتاً خانواده نیز در کنار وی بودند. به همین خاطر ناکایاما مدتی از سالهای عمر را در این منطقه سپری کرد و در کنار تحصیلات به تمرین هنر رزمی کندو نیز می‌پرداخت.

در سال ۱۹۳۱ ناکایاما به ژاپن مراجعت و برای تحصیل وارد دانشگاه تاکوشوکو شد. او رشته ادبیات زبان ماندارین (چینی) را برای ادامه تحصیل انتخاب نمود چرا که تا حدودی نیز با این زبان آشنایی داشت و رشته ورزشی خود را در دانشکده کن‌دو انتخاب کرد اما به دلیل یک جابجایی ساده در برنامه‌ی درسی با کاراته آشنا و متعاقب آن تمرینات خود را زیر نظر مستقیم استاد فوناکوشی و پسر وی یوشی‌تاکا (گیگو) در سالن ورزشی دانشکده آغاز نمود. با فارغ‌التحصیل شدن وی در سال ۱۹۳۷ ژاپن نیز کشور چین را اشغال نمود و ناکایاما بعنوان مترجم ارتش به منطقه منچوری اعزام شد. در همان هنگام نیز به تمرینات خود ادامه می‌داد و به دریافت دان دو نائل گردید. پس از پایان جنگ ناکایاما بعنوان اسیر جنگی دستگیر شد و در سال ۱۹۴۶ آزاد و به ژاپن مراجعت نمود.

در سال ۱۹۴۹ با برداشته شدن قانون منع تمرینات رزمی ناکایاما به فکر تأسیس مدرسه‌ی کاراته افتاد. او با همکاری ایسائو اوباتا انجمن کاراته ژاپن (JKA) را تأسیس نمود و استاد فوناکوشی را نیز بعنوان ریاست افتخاری آن برگزیدند. ناکایاما در سال ۱۹۵۵ دان ۵ خود را اخذ نمود. در سال ۱۹۵۲ سرپرست گروه ورزش در دانشگاه تاکوشوکو شد. در سال ۱۹۵۶ با همکاری ترویوکی اُکازاکی طرح دروس تمرینات سنتی انجمن کاراته ژاپن را ریخته و آنها را کلاسه نمود و نیز برنامه‌ای هم جهت تمرینات کاراته‌ی ورزشی و برگزاری مسابقات تدارک دید.

در سال ۱۹۷۲ ناکایاما با کمک استاد هیروکازو کانازاوا در طبقه پایین منزل مسکونی خود دوجویی را به نام هوایتسوگان (Hoitsugan) تأسیس نمود. این دوجو در نزدیکی ایستگاه مترو ابیسو (Ebisu) در توکیو واقع بود و فاصله‌ی اندکی نیز با هونبو دوجوی انجمن داشت. این دوجو با داشتن اطاق خواب‌های متعدد محل مناسبی برای آموزش‌های شبانه‌روزی بود و می‌توان گفت که اولین مرکز رسمی شاگردان اوچی‌دشی در ژاپن بوده است. ناکایاما این مرکز را صرفاً جهت شاگردانی که از خارج کشور راهی ژاپن می‌شدند تأسیس نمود. شاگردان در دوره‌های فشرده یک،‌ سه و شش ماهه و در دو نوبت صبح و عصر آموزش می‌دیدند.

تا سال ۱۹۵۷ ناکایاما همکاری خود را با استاد فوناکوشی و دیگر اساتید (منظور اعضای انجمن شوتوکای می‌باشد که ریاست آن بعهده گیچین فوناکوشی بود) ادامه می‌داد تا اینکه در آوریل آن سال فوناکوشی فوت نمود و ناکایما از همان لحظه راه خود را از دیگر مدارس و اساتید شوتوکان جدا نمود. از اواخر دهه‌ی پنجاه نیز به فکر اشاعه و ترویج کاراته‌ی خود یعنی شوتوکان JKA در دیگر کشورها افتاد،‌ بدین منظور اساتیدی را مد نظر قرار داد (این اساتید می‌بایست حتماً ژاپنی می‌بودند) و با آنان تمرینات ویژه‌ای را آغاز نمود (منظور هماهنگ‌سازی و آشنا ساختن آنها با برنامه‌ها و سیاست‌های کلان JKA بود) تا بعنوان مربی کاراته شوتوکان به کشورهای دیگر رفته (و یا نهایتاً مهاجرت نمایند) تا پایه‌گذار کاراته شوتوکان در آن دیار باشند.

استاد ناکایاما پس از ترقی سریعی که در دهه پنجاه داشت، دان ۸ خود را در سال ۱۹۷۴ اخذ نمود. در اوایل دهه‌ی ۸۰ نیز توانست به دان ۹ ارتقاء پیدا کند. او نخستین استاد شوتوکان بود که توانست در زمان حیات خود به این مرتبه برسد. ناکایاما تا هنگام مرگ در ۱۵ آوریل ۱۹۸۷ (هفتاد و چهار سالگی) در توکیو مشغول به آموزش کاراته شوتوکان بود و تا پایان عمر سرمربی و سیاستگذار اصلی انجمن کاراته ژاپن JKA بود.

ناکایاما کتاب‌های متعددی را در زمینه کاراته به رشته تحریر در آورد که مهم‌ترین آنها سری کتاب‌های ۱۱ جلدی بهترین کاراته Best Karate می‌باشد. او همچنین در این زمینه ویدئو کلیپ‌های متعددی نیز تهیه کرده است. کتابهای ناکایاما به قرار زیر می‌باشد:

  • کاراته عملی، Practical Karate – ۱۹۶۳
  • کاراته پویا، Dynamic Karate – ۱۹۶۶
  • کاتا کاراته، Kata Karate – ۱۹۶۸
  • بهترین کاراته، Best Karate – ۱۹۷۷

ناکایاما در یک خانواده نظامی متولد و رشد کرد. دوران جوانی او نیز در شرایط سخت نظامی سپری شد. قاعدتاً نظامی‌گری شالوده‌ی اخلاقیات وی گردید تا جایی که با این خصوصیات، اخلاقیات و مدیریت نظامی‌‌وارش به مدت سی سال فرد شماره یک در شوتوکان جهان بود. اما با این مدیریت در جهت انسجام شوتوکان، وقایع سال ۱۹۵۷ بار دیگر تکرار شد. درست پس از مراسم خاکسپاری ناکایاما، برای کسب مدیریت JKA اختلافات شدیدی بین اساتید ارشد انجمن بوجود آمد. این اختلاف بحدی بود که پای مراجع قضایی نیز به میدان باز شد و نهایتاً برخی از مربیان و اساتید ارشد از انجمن کاراته ژاپن کناره گرفته و خود انجمن‌های مختلفی تأسیس نمودند، از جمله می‌توان به انجمن‌های زیر اشاره کرد؛

  • فدراسیون بین‌المللی کاراته شوتوکان (International Shotokan Karate Federation) – ته‌رویوکی اُکازاکی
  • انجمن کاراته شوتو رنمی ژاپن (Japan Karate Shoto Renmei) – ته‌تسوهیکو آسای
  • انجمن شوتوکان کاراته ژاپن (Japan Shotokan Karate Association) – کیگو آبــه
  • فدراسیون کاراته نو میچی (Karate no Michi Federation) – میکیو یـاهـارا

استاد میاگی(سبک گوجوریو)

استاد چوجون میاگی

استاد میاگی بنیانگذار روش گوجو ریو یعنی روش نرم و محکم می‌باشد. گو به معنای سفت و محکم و جو به معنای نرم است. از آنجاییکه روش او ترکیبی از ایده‌آلها بود لذا سبک ابداعی استاد میاگی گوجو ریو "روش نرم و سفت" نام گرفت. در این روش تأکید بیشتر بر ترکیب تکنیک‌های دفاعی که بصورت دایره‌وار (چرخش) اجرا می‌شود همراه با تکنیک‌های هجومی قوی و بسیار سریع است.

میاگی سن‌سی در 25 آوریل 1888 در شهر ناها به دنیا آمد. از سال 1902 تمرینات کاراته را زیر نظر کانریو هیگائونا آغاز نمود. به دلیل استعداد و جدیّتی که داشت سریعاً پیشرفت نمود. تمرینات وی بسیار سخت و طولانی بود، مسافت‌های زیادی را جهت استقامت بدنی می‌دوید. گفته شده او بقدری کاتای سانچین را اجرا می‌کرد که گاهاً از هوش می‌رفت.

در سال 1915 میاگی پس از 13 سال آموزش نزد هیگائونا با مرگ استادش به استان فوچو چین رفت. جایی که هیگائونا با هنرهای رزمی آشنا شده بود و میاگی می‌رفت تا جای پای استاد بگذارد، میاگی مجموعاً سه بار به چین سفر کرد. او در بازگشت از سفر اولش به چین دوجویی را در منزل خود واقع در ناها افتتاح کرد و رسماً شروع به آموزش کاراته پرداخت، پس از مدتی به استخدام مرکز آموزش پلیس اُکیناوا، دانشکده‌ مهندسی اُکیناوا و دبیرستان بازرگانی شهر ناها جهت آموزش کاراته، در آمد.

استاد میاگی در حال آموزش کاتای سایفا - ناها 1929

در سال 1921 جزء نفراتی بود که جهت معرفی کاراته در حضور شاهزاده هیروهیتو (در آن زمان ولیعهد) انتخاب شد. وی اجرای مشابهی نیز برای شاهزاده چیچی‌بو در سال 1925 داشت. میاگی به راه‌های بسط و گسترش هنرهای رزمی اُکیناوایی بسیار می‌اندیشید از این رو در سال 1926 و در سن 38 سالگی مرکز آموزش و تحقیقات کاراته را با کمک استادان هاناشیرو، مابونی و موتوبو بنا نهاد و در طول 3 سالی که دوجوی تحقیقاتی وی دایر بود تمامی زندگی خود را وقف کاراته نمود. میاگی از لحظه لحظه زندگی خود برای یادگیری کاراته استفاده می‌کرد و همیشه نسبت به محیط خود هوشیار و حساس بود و نیز برای آنچه که رخ می‌داد آماده بود و برنامه‌ریزی می‌کرد.

در سال 1931 کاراته گوجوریو از طرف سازمان هنرهای رزمی ژاپن (بوتوکوکای) رسماً پذیرفته و به ثبت رسید. گوجوریو برای کاراته سنگ معیاری محسوب می‌شد و در بین هنرهای رزمی محصول ژاپن دارای احترام و ارزش خاصی بود. استاد چوجون میاگی در هشتم اکتبر سال 1953 و در سن 65 سالگی به علت سکته قلبی درگذشت.


کنوا مابونی

نام و شهرت : كنوا مابونی

سبک : شیتوریو
تاریخ تولد : 14 نوامبر سال 1889
محل تولد : شوروی

تاریخ فوت : 23 می سال 1952

 

كنوا مابونی بنیانگذار شیتوریو كاراته‌ دو در 14 نوامبر سال 1889 در شوری اُکیناوا به دنیا آمد. او به هفدهمین نسل از یكی از شجاع‌ترین مردان جنگی پادشاهی ریوكیو تعلق داشت. كنوا مابونی در كودكی از نظر فیزیكی ضعیف بود. اعضای خانواده او اغلب داستانهایی از رشادتها و دلاوریهای اجداد و نیاكانش را برای او نقل می‌کردند و او همیشه رویای اینكه روزی از نظر فیزیكی قوی و مانند یكی از آنها شود را در سر می‌پروراند. در سن 13 سالگی كنوا مابونی به عنوان دانش‌آموز در مدرسه یكی از استادان معروف كاراته‌دو، استاد آنكو ایتوسو كه در شوری زندگی می‌كرد پذیرفته شد. كنوا مابونی هر روز آموزش می‌دید، در هر شرایطی حتی در طوفان‌های سخت و نهایتا طی هفت سال او هنر كاراته شوری یا شوریته را آموخت.
وقتی كنوا 20 ساله شد، شروع به آموختن هنر كاراته ناها یا ناهاته نزد استاد كانریو هیگااونــّا كرد. كه بعدها اصول این دو استاد بزرگ كاراته اُکیناوا اساس و پایه شیتوریو كاراته‌دو كه توسط مابونی ابداع گردید، شد.
مابونی بعد از فارغ‌التحصیلی از دبیرستان و ترک خدمت نظام حدود ده سال در اداره پلیس اُکیناوا خدمت كرد. شغل او ایجاب می‌كرد كه او به نواحی مختلفی از كشور برود و طی این سفرها این فرصت را داشت كه نزد اساتید محلی كاراته‌دو شكل‌های دیگر این هنر را نیز بیاموزد. او همچنین هنر قدیمی ریوكان بودو Ryokan Budo را نیز فراگرفت.
استاد مابونی در سن 63 سالگیآغاز قرن بیستم، دوره وسیعی برای گسترش كاراته بود. در سال 1910 كاراته به عنوان یك درس مجزا در برنامه مدارس ژاپن گنجانده شد و این به معنای شناسایی و قبول رسمی كاراته در ژاپن بود. اما هنوز هم کاراته فاقد یك تشکلیلات استاندارد، منسجم و منظم بود. اكثر اساتید بیشتر به آموزشهای فیزیكی بدن، مچ‌ها، آرنج‌ها و انگشتان با استفاده از ماكی‌وارا و كیسه شن توجه می‌کردند، در آْن دوره یونیفرم رسمی كاراته نظیر چیزی كه امروزه می‌بینیم وجود نداشت.
در طی این سالها كنوا مابونی فعالیت آموزشی خود را آغاز كرد. مابونی و استادش با هم مدرسه کارته‌ای را به منظور آموزش این هنر رزمی تاسیس كردند. در 13 فوریه سال 1918 پسر ارشد او كنِِِِی متولد شد. در همان سال كنوا مابونی اقدام به معرفی کاراته در بین ژاپنی‌ها كرده و اساتید معروفی نیز در این امر او را یاری نمودند. او جلساتی را در خانه خود با حضور گیچن فوناكوشی، چوجی هاناشیرو، چوشین چی‌بانا، توكودا، شیمپان شیروما، سیچو توكومورا و هوكو ایشی‌کاوا برای راهکارهای گسترش کاراته در ژاپن برگزار می‌كرد. علاوه بر این در سال 1918 به او افتخار اجرای كاراته در حضور شاهزاده كنی و شاهزاده كاچو در مدرسه اُکیناوا داده شد. در سال 1924 كنوا مابونی به عنوان مربی كاراته در دو مدرسه مشغول شد و مفتخر به اجرای كاراته در حضور شاهزاده تی‌تی بو نیز شد.
مابونی در حال اجرای کاتای سی ساندر سال 1925 مابونی و چند استاد دیگر، باشگاه كاراته اُکیناوایی را تاسیس كردند و رویای او برای تاسیس یك باشگاه ثابت آموزش كاراته به حقیقت پیوست. اكثر اساتید معروف كاراته مثل جوهاتسو كیودا، چوجون میاگی، موتوبو، چومو هاناشیرو، چوجو آُوشیرو، چوشین چی‌بانا و گوکنکی از مربیان این دوجو بودند.كنوا مابونی و چوجون میاگی از مربیان ثابت آن باشگاه بودند.
در آن دوران مربیان بیشتر روی آموزشهای فیزیكی تمركز می‌کردند. وقتی شاگردی از مربی می‌خواست تا چیزی را برای او توضیح دهد مربی به شاگرد فرصت می‌داد تا به او حمله كند تا سئوال او را با تکنیک‌های دفاعی مختلفی پاسخ دهد و آموزش آنان فقط تمرین مداوم همان تکنیک‌ها بود. همه اساتید تكنیك‌های مختلف و منحصر به فردی داشتند، اما شیوه اصلی آموزش همه آنها یكی بود، آموزش عملی.
سال 1927 سال مهمی برای كنوا مابونی بود. او با جیگورو كانو پایه‌گذار جودوی مدرن كه برای تاسیس باشگاه جودو به اُکیناوا آمده بود ملاقات كرد. چوجون میاگی و كنوا مابونی فرصتی یافتند تا تکنیک‌های كاراته را برای کانو نمایش و توضیح دهند. كانو كاراته را فنی مناسب و ایده‌آل هم برای دفاع و هم برای حمله یافت و لذا در مورد ضرورت گسترش كاراته در ژاپن صحبت كرد. سخنان جیگورو کانو بقدری در روح و روان مابونی تاثیر گذاشته بود كه وی تصمیم گرفت به اوزاكا برود و خودش را وقف گسترش و ملی كردن كاراته در ژاپن كند.
کنوا مابونیاز آنجا‌یی كه كاراته یك هنر اصیل اُکیناوایی بود، كنوا مابونی زمانی که به اوزاكا رفت با یك درك غلط از كاراته روبرو شد. در آنجا هیچ باشگاه عمومی برای كاراته وجود نداشت پس مابونی سعی كرد تا كاراته را در پاسگاه‌های پلیس و معابد بودائی تعلیم و ترویج دهد. انبوه تماشاچیان در پذیرفتن كاراته مشكل داشتند، كنوا مابونی تلاش شبانه‌روزی خود را جهت ترویج کاراته آغاز کرد، او حتی "تامه شیواری" ( شكستن آجر و تخته) را تمرین می‌داد تا نیروی این هنر رزمی را به عموم مردم نشان دهد. بعضی مواقع از كاراته در دعواهای معمولی استفاده می‌شد كه این امر با ایدئولوژی كاراته تناقض داشت و به اعتبار آن لطمه می‌زد. پلیس هم سعی می‌کرد با كاراته مقابله كند چون مواردی وجود داشت كه طی دستگیری مجرمان، پلیس مجروح می‌شد.
با وجود همه این مشکلات كنوا مابونی در راهی كه انتخاب كرده بود ثابت قدم بوده و تلاشهای پی درپی او نهایتا به ثمر رسید و نتیجه آن تاسیس سازمانی با نام دای نیهون كاراته‌دو در سال 1931 شد. بعدها این سازمان به نیهون كاراته‌دو کای تغییر نام داد و منجر به پیدایش شیتوكای مدرن شد. اكثر اعضاء سازمان شاگردان خود كنوا مابونی بودند که امروزه هسته اصلی فدراسیون شیتوكای كاراته ژاپن را شكل داده‌اند.
بعد از جنگ جهانی دوم باشگاه‌های كاراته یكی پس از دیگری در مدارس و دانشگاهها افتتاح شدند. آنها مسابقات مختلفی را برگزار کرده و آماده میزبانی مسابقات قهرمانی در ژاپن می‌شدند. طی سالهای سخت جنگ جهانی دوم مابونی با وقف خودش برای گسترش و پیشرفت كاراته شیتوریو كمك شایانی به بازسازی ژاپن كرد. متاسفانه مرگ به او مهلت به ثمر رساندن سایر برنامه‌هایش را نداد و او در 23 می سال 1952 در‌گذشت.

استاد مابونی در حال اجرای کاتای نی‌پای‌پوكاراته شیتوریو كه به وسیله كنوا مابونی ابداع شده بود از قسمتهای برجسته‌ای از كاراته شوری استاد ایتوسو و كاراته ناهای استاد هیگااُنا اقتباس شده و نام شیتوریو از حروف شكل اول اسامی این اساتید شكل گرفته شده است. مابونی در حین آموزش شاگردانش در دوجو توجه زیادی به كاتاها می‌كرد. او معتقد بود كه كاتاها هم شامل تكنیك‌های دفاعی و هم تكنیك‌های حمله‌ای هستند که مهمترین بخش كاراته به شمار می‌آیند و دانستن معنای هر حركت در كاتا و اجرای درست آن ضرورت دارد. كنوا مابونی اولین نفری بود كه اصول Bunkai Kumite و Hokei Kumite را معرفی كرد، كه هدف و استفاده درست از هر كاتا را نشان می‌داد. نتیجه نهایی از آموزش كاتا به كاربردن تکنیک‌های كاراته مبارزه است. همچنین تمرین مداوم كاتا به انتقال اطلاعات و دانش موجود در كاتا به نسل بعد نیز كمك می‌كند. شیتوریو كاراته برخلاف سایر شیوه‌های كاراته كاتاهای بسیاری دارد.
استاد کنوا مابونیبه عقیده مابونی شاگردی كه كاتا نمی‌داند و فقط كومیته تمرین می‌كند هیچوقت در كاراته پیشرفت نخواهد كرد و هیچوقت معنای کاراته را درك نخواهد كرد.
مدرسه شیتوكای کاراته فعالیت بین‌المللی خودش را آغاز كرد و اساتید سبک به آسیا، آمریكای لاتین، ایالت متحد امریكا و اروپا روانه شدند. در نوامبر 1990 نمایندگانی رسمی از كشورهای مختلف به منظور بحث و گفتگو برای گسترش كاراته در جهان و تاسیس فدراسیون جهانی شیتوریو كاراته در مكزیكوسیتی گرد هم آمدند. همین موضوع در هاوانا در طی اولین دوره مسابقات قهرمانی كاراته شیتوكای آمریكا مورد بحث قرار گرفت و نهایتا در 19 مارس 1993 فدراسیون جهانی شیتوریو کاراته‌دو با مركزیت توكیو و ریاست مانزو ایواتا تاسیس شد و نمایندگانی از 28 كشور جهان در اولین دوره مسابقات آن شركت كردند

گیچین فوناكوشی

 

   

  گیچین فوناکوشی در 10 نوامبر 1868 در یك خانواده اصیل اوكیناوایی متولد شد. والدینش تصور نمی‌کردند که این کودک لاغر اندام و نحیف روزی به یکی از بزرگترین و مشهورترین کاراته‌کاهای جهان تبدیل شود. او خالق سبك شوتوكان است كه بزرگترین شیوه شناخته شده در كاراته می‌باشد و به پدر كاراته مدرن شهرت دارد.
فوناکوشی جوان بعلت آنکه همواره به لحاظ سلامتی مورد توجه خانواده قرار داشت (دارای فیزیک بدنی ضعیف و همیشه بیمار بود) به نزد پدربزرگ مادری خود رفت و تحت مراقبت‌های او استعدادهای خود را شکوفا ساخت. در این مدت حوادث بسیاری رخ داد که زندگی او را برای همیشه دگرگون ساخت. او زمانی که نزد پدربزرگش بود وارد مدرسه‌ی ابتدایی شد و با پسر ‹‹آنکو آزاتو›› دوست شد. آزاتو یک مربی کاراته‌ی بسیار برگزیده بود. فوناکوشی در کتاب خود "کاراته، راه زندگی من " نیز اشاره دارد که وی کاراته را نزد آنکو آزاتو آغاز نموده است.
ظاهراً به دلیل دوستی نزدیک میان آزاتو و ‹‹آنکو ایتوسو››، فوناکوشی به عنوان شاگرد ایتوسو پذیرفته شد. ایتوسو به نوبه‌ خود یک اسطوره بود زیرا او جزء اولین اساتیدی بود که کاراته را به صورت منظم و سازماندهی شده و با هدف آموزش همگانی و خصوصاً آموزش آن در مدارس، معرفی نمود
.

                                                                
                                                                            آنكو ایتوسو

فوناکوشی تا حد زیادی با استادانش ارتباط نزدیکی داشت. با تمام این احوال و علی‌رغم این رابطه‌ی نزدیک، از دوجوی مربیان شناخته شده‌ی دیگری نیز بهره گرفت از جمله هیگائونا، نی‌ایگاکی، پی‌چین کیونا و همچنین استاد ماتسومورا که مربی ایتوسو بود
.
در ابتدای سال 1900، ایتوسو برای معرفی توته (نام اولیه کاراته) و نیز هماهنگی اساتید آن، سمیناری را ترتیب داد که در این سمینار ‹‹شین‌تارو اُگاوا›› بازرس وزارت آموزش و پرورش ژاپن نیز حضور داشت. پس از این جلسه، با توصیه‌های اُگاوا و تعاریفی که وی از کاراته نزد وزیر وقت داشت رسماً توته (یا کاراته) وارد برنامه‌های درسی مدارس جزیره اُکیناوا شد
.
در آگوست 1905 هاناشیرو چومو کتابی را تحت عنوان کاراته شوشو هن Karate Shoshu Hen را به چاپ رساند و همانطور که از نامش پیداست برای اولین بار به جای استفاده از کلمه توته (دست چینی) از نام کاراته به معنی دست خالی استفاده نمود . چرخ‌های تغییر و تحولات به حرکت درآمده بودند. در اکتبر  1908 ایتوسو کتاب ‹‹توده جوکون ›› Tode Jukun یا 10 نظام‌نامه توده (دست چینی) را نوشت. در اینجا بود که کاراته مورد توجه بیشتر وزرای جنگ و آموزش و پرورش قرار گرفت
.
شاید در پاسخ به این وقایع بود که در سال 1912 اولین ناوگان امپراطوری تحت فرماندهی دریادار دِوا Dewa در خلیج ناکوگوشیکو لنگر انداخت و آنطور که گفته شده، گروهی از افسران یک هفته در آنجا اقامت داشتند تا هنر رزمی خاصی (کاراته) را آموزش ببینند که شاگردان کلاس اول دبیرستان مشغول تمرین آن بودند و یکی از افتخارات فوناکوشی هنگامی است که وی شاهد اجرای بی‌نظیر شاگردانش برای افسران نیروی دریایی ژاپن بود.

همچنین شایان ذکر است که ‹‹شوشین ناگامینه›› در کتابش تحت عنوان "افسانه‌ی اساتید بزرگ اُکیناوا" زمانی را یاد‌آور شده که در کلاس سوم درس می‌خوانده و استاد فوناکوشی مسئول آموزش سری کاتاهای نایهانچی و پینان برای شاگردان کلاس سوم بوده است. ناگامینه اذعان میدارد که از استاد فوناکوشی شنیده که او سری کاتاهای پینان را از استاد دیگری به نام مابونی فرا گرفته و این کاتاها را نیز استاد ایتوسو برای تدریس در مدارس اُکیناوا تنظیم نموده است. از این سخن اینطور نتیجه‌گیری می‌شود که فوناکوشی در آن دوران فرصت کمتری داشته تا با استاد خود ایتوسو تمرین مستقیم داشته باشد از این رو در فرصت‌هایی که بدست می‌آورد با استاد مابونی تمرین می‌کر‌ده است
.
ایتوسو مشعل کاراته را برای دیگران روشن کرد ولی بروکراسی اداری و از همه مهمتر حس ناسیونالیستی که در ژاپن حاکم بود باعث حرکت کند این مشعل در مسیر تکامل خود بود. استاد آنکو ایتوسو پدر کاراته در 26 ژانویه 1915 درگذشت.
فوناکوشی بدون تردید جزء اولین کسانی است که فرصت یافت تا این مشعل را برداشته و به سرزمین اصلی (ژاپن) انتقال دهد و آن زمانی بود که در سال 1917 توسط سازمان ‹‹دای نیپون بوتوکوکای›› به شهر کیوتو دعوت شد تا در یک فستیوال هنرهای رزمی شرکت کند. این دعوت بسیار اهمیت داشت زیرا از سوی سازمان هنرهای رزمی ژاپن که تنها مرجع رسمی در هنرهای رزمی است صورت گرفته بود. در سال 1895 این سازمان بنا به دستور شخص امپراطور تأسیس شد تا جایگاهی باشد برای تبلیغ و پیشرفت هنرهای رزمی کلاسیک و مدرن آن زمان.
فوناکوشی و گروهی از شاگردانش به همراه ‹‹شینکو ماتایوشی›› که متخصص استفاده از سلاح‌های اُکیناوایی بود عازم محل نمایش شدند. این گروه به محض بازگشت به جزیره مشغول تمرین و هماهنگی بین خود و دیگر کاراته‌کاهای جزیره شدند تا مقدمات و تشریفات مراسم بزرگ دیگری که در پیش بود را تدارک ببینند. در ششم مارس 1921 شاهزاده هیروهیتو ولیعهد ژاپن، در راه سفر اروپا در خلیج ناکاگوشیکو توقف کرد و فوناکوشی و همراهانش به افتخار ورود وی هنر رزمی کاراته را در حیاط قصر شوری به نمایش گذاردند. کاراته‌کاها هدبندهای سفید رنگی به سر داشتند و پیراهنهای سفید و شلوارهای سنتی چین خورده پوشیده بودند در حالی که فوناکوشی گی (لباس) جودو به تن داشت
.
این نمایش توسط فوناکوشی، شینکو ماتایوشی (که کارشناس کوبودو بود و قبلاً با فوناکوشی در کیوتو این هنر رزمی را به نمایش گذاشته بود) و چوجون میاگی (بنیان‌گذار روش گوجوریو) ترتیب داده شده بود. یقیناً این نمایش بسیار تأثیرگذار بود چرا که چرخهای ترقی و پیشرفت جزیره توسط دولت مرکزی به چرخش در آمدند. فوناکوشی دیگر چهره‌ی کاملاً شناخته شده‌ای بود و مطالب متعددی نیز راجع به کاراته و کاربرد آن نوشت. کنفرانس‌ها و نمایش‌های او که روش‌های رزمی اُکیناوایی را نشان می‌داد به شکلی اصلاح شده با بودوی ژاپنی متناسب بود و توانایی بهره‌گیری از آموزش جمعی را داشت و مورد توجه ‹‹جیگورو کانو›› که بنیانگذار جودو بود قرار گرفت و متعاقباً از فوناکوشی درخواست کرد تا در دوجوی خود (کودوکان) نیز نمایشات کاراته اجرا شود
.
در کودوکان و در شهر توکیو، گیچین فوناکوشی در مقابل صدها بیننده، کاتای کوسانکو دای (بعدها در ژاپن نام این کاتا به کانکو تغییر یافت) و دستیار وی ماکوتو (شینکن) گیما کاتای نای‌هانچین را اجرا کردند.

استاد کانو پس از چندی از فوناکوشی خواست تا کاراته را بعنوان زیرمجموعه یا شعبه‌ای از کودوکان بحساب و معرفی نماید. شاید این کار اعتباری برای کاراته محسوب می‌شد، اما فوناکوشی درخواست او را با احترام فراوان رد کرد. شاید به این دلیل که از عدم کنترل پیشرفت‌های بعدی این هنر می‌ترسید (شایان ذکر است که کاراته برای اولین بار توسط بوتوکوکای به رسمیت شناخته شد و در آغاز، شاخه‌ای از جودو به محسوب می‌شد.)
فوناکوشی در ژاپن ماند و تصمیم گرفت در آنجا به معرفی بیشتر کاراته ادامه دهد. آرزویی که استادش ایتوسو هرگز آنرا تحقق یافته ندید. کم‌کم فوناکوشی شهرت یافت و شاگردانی جهت تمرین کاراته به او مراجعه کردند. او با دانستن این نکته که در این دوره‌ی بسیار ناسیونالیستی تاریخ ژاپن باید تغییراتی نیز در کاراته و خصوصاً در تلفظ اسامی آن بوجود آید تا بتوان این هنر را در ژاپن ترویج کرد. با این ایده نام هنر رزمی جزیره‌ی اُکیناوا که همگان آن را توده (به معنای دست چینی) می‌‌شناختند رسماً به کاراته (به معنای دست خالی) تغییر داد تا اینطور تصور نشود که این هنر متأثر از فرهنگ کشور چین می‌باشد. نامی که هاناشیرو چومو در سال 1905 به توده داده بود اینک به همت فوناکوشی رسماً به کاراته تغییر یافت و اساتید دیگر نیز از این نام جدید استقبال کردند
.
سپس تصمیم گرفت نام کاتاها را به نامهایی تغییر دهد که فکر می‌کرد برای ژاپنی‌ها خوشایندتر و مطلوب‌تر است. او معتقد بود که زمان تغییر کرده و کاراته‌ای که او درس می‌داد بسیار متفاوت با کاراته‌ای بود که در زمان کودکی فرا گرفته بود. این تغییر و تحولات بسرعت صورت می‌گرفت و متعاقباً کلاسهایش نیز بیشتر و بیشتر می‌شد
.
فوناکوشی از کاراته‌کاهای با استعداد اُکیناوایی نظیر ‹‹چیتوسه›› نیز بهره‌مند بود تا زمانی که خودش نمی‌توانست، به جای او تدریس می‌کردند. او بزودی پایگاهی برای ژاپنی‌های مستعد بنا نهاد و در 12 آوریل 1924 اولین درجه‌ی دان را در کاراته به دستیارش گیما داد. این اقدام بسیار مهم بود و می‌توان آنرا مقدمه‌ای برای قبول استانداردهای تعیین شده توسط ‹‹دای نیپون بوتوکوکای›› دانست. چرا که این سازمان قبلاً درجات را برای تمامی هنرهای رزمی تدوین نموده بود (9 کیو و 9 دان)‌. رنگ کمربندها نوع و شکل لباس‌ها در تمامی هنرهای رزمی از وظایف این سازمان بود. قدرت بوتوکوکای بحدی بود که کمیته‌ی فنی آن برخی قسمتهای کاراته را که قبلاً در اُکیناوا تمرین می‌شد را حذف کرده بود
.
گیما پسرعمویی داشت بنام توکودا آنبون که یک کاراته‌کای بسیار با استعداد از اُکیناوا بود. نام او نیز بعنوان اولین کسی که مفتخر به کسب دان دو گردید در کنار پنج نفر دیگر که دان یک کسب کردند ثبت گردیده آن پنج نفر عبارتند از؛ اُتسوکا، کاسویا، آکیبا، شیمونزو و هیروسه. این مربیان بر کاراته‌ی فوناکوشی بسیار تأثیرگذار بوده‌اند
.
در سال 1934، ‌اُتسوکا (بنیانگذار روش وادو ریو) که بسیار با استعداد بود براه خود ادامه داد ولی جای خالی او توسط تاکه‌شی شیمودا پُر شد. شیمودا یکی از با استعدادترین شاگردان فوناکوشی بود ولی طی سفرهای زیادی که داشت (گاهاً این سفرها برای معرفی کاراته بود) بیمار شد و ناگهان درگذشت
.
سومین پسر استاد فوناکوشی، یوشی‌تاکا (گیگو) نام داشت که به عنوان تکنیسین رادیولوژی در دانشگاه سلطنتی توکیو مشغول به کار بود و در زمان کودکی با تماشای زیاد تمرینات پدر، به تنهایی کاراته را فرا گرفته بود. او را واکا سنسی (استاد جوان) صدا میزدند و جایگزین کاملی برای شیمودا شناخته می‌شد. او که کاراته‌کای قدرتمند و با استعدادی بود به نوبه‌ی خود یک مبتکر نیز بود. وی با استفاده از قدرت جوانی و استعداد خود و علاقه‌ی وافری که به کاراته داشت الگویی شد برای بسیاری دیگر از شاگردان جوان شوتوکان (دوجوی فوناکوشی را به این اسم می‌شناختند) و بواسطه پشتوانه‌ی علمی که داشت نقش بسیار مهمی در تغییر و روش اجرای تکنیک‌ها در روش ابدایی پدر داشت.

طبق گفته‌ی شیگِرو اِگامی (از شاگردان ارشد فوناکوشی) از 19 کاتای اصلی شوتوکان که برای تمرین در این سبک طراحی شده بود، سه کاتای تای‌کیوکو (شودان، نی‌دان و سان‌دان) و تِن‌نو‌کاتا توسط گیگو ابداع شده بود . متأسفانه در نوامبر سال 1945 گیگو به سل مبتلا شد و درگذشت و نقش او در میان پایان یافت. مرگ گیگو ضربه‌ی سختی برای فوناکوشی به حساب می‌آمد و متأسفانه به دنبال این حادثه بمباران شهر توکیو شروع شد و در این میان دوجوی فوناکوشی معروف به شوتوکان نیز از بین رفت
.
جنگ جهانی دوم به پایان رسید و ویرانی‌های بسیاری از آن به جا ماند، سرزمین مادری فوناکوشی تاوان سنگینی برای آن متحمل شده بود. اجرا و تمرین هنرهای رزمی ممنوع شد (اگرچه گروه‌هایی کوچک به صورت خصوصی و محرمانه آنرا تمرین می‌کردند).
در سال 1948 اجرای هنرهای رزمی آزاد شد و دو تن از شاگردان قبلی دوجوی شوتوکان بنامهای ‹‹ماساتوشی ناکایاما›› و ‹‹ایسائو اُباتا›› سازمان جدیدی را به نام انجمن کاراته ژاپن بنیان نهادند و فوناكوشی بصورت افتخاری رئیس این تشكیلات گردید. بدین ترتیب کاراته ترویج شد و در میان ارتش محبوب گردید، ارتشی که قبلاً آنرا ممنوع کرده بود.
کاراته‌ی شوتوکان با برنامه‌ریزی‌های استاد ناکایاما می‌رفت تا در سطح بین‌المللی مطرح شود، انجمن کاراته‌ ژاپن با تربیت مدرس و اعزام آنها به چهارگوشه‌ی دنیا شروع به تبلیغ کاراته فوناکوشی یا همان شوتوکان نمود و این امر باعث خوشنودی فوناکوشی نیز بود. اما در این میان هم مشکلاتی پدید آمد زیرا همراه با توسعه‌ی کاراته، فوناکوشی شاهد تشکیل جناح‌های رقیب میان شاگردانش بود. او پیرو این مشکلات چنین گفته بود:
به دلیل مشکلات و بی‌نظمی‌های اجتماعی که پس از جنگ جهانی دوم بوجود آمد، کاراته نیز همچون بسیاری از چیزهای دیگر ناپدید شد. ما شاهد کاهش و تنزیل سطح اجرای تکنیک‌ها در این دوره بودیم ولی این را اضافه کنم که نمی‌توان منکر لحظاتی شد که حالت معنوی غیرقابل وصفی نیز بواسطه‌ی این تغییرات بوجود آمد که شاید ناشی از کاراته‌ای باشد که من معرفی و تدریس کردم. شاید هم بتوان گفت که این تغییرات فقط نتیجه‌ی طبیعی توسعه‌ی کاراته بوده ولی در حال حاضر نتیجه‌ی آن معلوم نیست، باید راضی و خوشنود بود یا با ترس و هراس به آن نگریست؟
فوناكوشی علاوه بر اینكه یك استاد كاراته بود، یك شاعر و فیلسوف بسیار مشتاق بود. او مدت زمان طولانی در جنگل با تفكر قدم می‌زد و شعرهایش را می‌سرود. از فوناكوشی چندین كتاب درباره كاراته منتشر شده است كه از آن جمله می‌توان به كتاب زندگی‌نامه‌اش و كتاب كاراته راه زندگی من اشاره كرد. در كتابش 20 قانون برای تمام هنرجویان كاراته قرار داد كه در جهت تلاش برای یك انسان خوب بودن اصرار دارد.
فوناكوشی تا پایان عمر در توكیو ماند و در تاریخ 26 آپریل 1957 در سن 88 سالگی درگذشت. او در تمام طول زندگیش برای پیشرفت كاراته فداكاری و تلاش كرد. در سال 1968 یك مقبره در شهر Kamakua برای یادبودش ایجاد گردید.



مقبره یادبود گیچین فوناكوشی



زندگینامه ماسوتاتسو اویاما بنیانگذار کیوکوشین کاراته

7 مرداد 92 11:49

نویسنده : کاراته کا
ارسال شده در: مطالب علمی و آموزشی ،

زندگینامه ماسوتاتسو اویاما بنیانگذار کیوکوشین کاراته

 


« یونگ آی چوی » که بعدها « ماسو تاتسو اویاما » نام گرفت ، در 27 جولای 1923 در کره جنوبی چشم به جهان گشود . او در نه سالگی ورزش رزمی را زیر نظر آقای « یی » که در مزرعه پدرش کار می کرد ، آغاز نمود . وی در خواندن کتاب بسیار علاقه داشت و به مطالعه در زمینه بزرگانی نظیر « بیسمارک » صدراعظم آلمان و سامورائی افسانه ای « میاموتو موساشی » می پرداخت . بیسمارک کسی بود که کشور آلمان را بعد از جنگ جهانی اول رهبری کرد و در عرض مدت کوتاهی دوباره آلمان را احیا نمود . موساشی نیز از مشهورترین شمشیربازان ژاپن بود که در استفاده از نیروی « کی » و قوای روحی ، سرآمد بود .

این دو نفر در زندگی اویاما تأثیر بسیاری داشته و زندگی آنها ، الگویی برای وی به شمار می رفت . اویاما در پانزده سالگی به ژاپن رفت و در آنجا نام خود را به ژاپنی عوض کرده و نام خانوادگی « اویاما » را از خانواده ای که او را پذیرفته و سرپرستی می کردند ، پذیرفت . در آنجا به فراگیری شوتوکان کاراته ، زیر نظر استاد « گی چین فوناکوشی » (GichinFunakoshi) که از پیشگامان کاراته بود پرداخت و در هجده سالگی ، دان دو کاراته را اخذ نمود . سپس به یادگیری سبک « گوجو ریو » زیر نظر یک استاد کره ای به نام « نی چو » (Nei-Chu) پرداخت . او نه تنها هم وطن ، بلکه هم شهری او نیز محسوب شده و از اساتید به نام و شاگرد استاد « گو گن یاماگوچی » (Gogen Yamaguchi) بود .
استاد « نی چو » همراه با آموختن فنون رزمی در رشد شخصیت و تعالی معنوی اویاما ، نقش زیادی داشت . در همان زمان اویاما به یادگیری فنون جودو نیز پرداخته و در عرض چهار سال موفق به اخذ دان چهار جودو گردید . پس از جنگ جهانی دوم و اشغال ژاپن ، توسط نیروهای آمریکایی دستگیر و زندانی می شود . در زندان به مطالعه تاریخ گذشتگان و به خصوص « موساشی » سرگرم بود و دوران حبس خود را با تمرینات سخت و تفکر بسیار درباره زندگی بزرگان گذرانده و تصمیم گرفت همانند آنان در فنون رزمی و قوای ذهنی ، سرآمد گردد . استاد « نی چو » او را راهنمائی کرد که خلوت گزیده و به تربیت جسم و روح خود بپردازد .
بنابراین در سال 1948 برای مدت 18 ماه به کوهستان « مینوبو » (Minobu) که محل تمرین استاد « موساشی » در قرون گذشته بود ، می رود . وی فقط کتاب ها و مقداری لوازم شخصی با خود برداشته و در کلبه ای در دل کوه اقامت می نماید و تنها در آنجا به تمرینات جسمی و ذهنی ذن و مدیتیشن می پردازد . اویاما پس از کسب مهارت های لازم ، از کوهستان بازگشته و در اولین مسابقات قهرمانی ژاپن که پس از جنگ جهانی دوم برگذار می شد ، شرکت نموده و قهرمان شد . اما او هنوز جوان بود و به این موفقیت ها قانع نشد. او فکر می کرد که هنوز توانایی های زیادی در او وجود دارند که شکوفا نشده اند .
بنابراین برای یک سال دیگر به کوهستان بازگشته و تمرینات طاقت فرسای خود را به مدت پانزده ساعت در روز ، آغاز نمود . سپس تصمیم به مبارزه دست خالی مرگ با زندگی با گاو های خشمگین می گیرد . در این مدت با 52 گاو مبارزه می کند که 3 گاو را تنها با وارد کردن یک ضربه به پیشانی ، درجا کشته و شاخ 49 گاو دیگر را می شکند . این مبارزات برای وی آسان هم نبود . در سال 1957 (سن 34 سالگی ) در مکزیک به مصاف گاوی وحشی رفته و نزدیک بود کشته شود . گاو از پشت به او شاخ زده و او را بلند می کند . اویاما بالاخره در این مبارزه پیروز شده و شاخ گاو را می شکند ، اما درمان او 6 ماه طول می کشد .
البته امروزه انجمن های حمایت از حیوانات به مخالفت با این گونه نمایش ها پرداخته و مانع از برگزاری آنها می شوند . اگر چه روش های کشتن گاوها با نیزه و شمشیر هنوز هم در اسپانیا و مکزیک رایج است. اویاما به آمریکا ، اروپا و آمریکای جنوبی سفر کرده و با برگزاری نمایش ها و مبارزه با حریفان قدرتمند ، در شناساندن هنرهای رزمی شرقی به غرب نقش به سزائی داشت. او با 270 مدعی صاحب نام مبارزه کرده و همه را مغلوب نمود که اغلب آنها تنها با یک مشت از پای در آمدند ! هیچ مبارزه ای بیش از 3 دقیقه طول نکشیده و اغلب در چند ثانیه حریف ناک دان می شد . شگرد مبارزاتی او بسپار ساده بود . اگر به شما نزدیک می شد ، کار تمام بود .
وقتی ضربه ای به کسی می زد ، اگر دفاع می کرد ، دستش می شکست و اگر دفاع نمی کرد ، دنده اش . او به « دست خدا » ملقب بود که برگرفته از یک افسانه ژاپنی که ضربات مرگ باری داشت ، می باشد . اویاما در خاطرات خود می گوید : روزی یک سرباز تفنگ دار دریایی با چاقویی به من حمله کرد و من نیز برای دفاع از خود ، ضربه ای به بالای لب او زدم و او درجا مرد . از این واقعه به شدت متأثر شدم ، چون او دارای زن و یک فرزند بود . من هم به دلیل دفاع از خود بی گناه شناخته شدم . مدت یک سال کاراته را کاملا کنار گذاشته و در مزرعه ای در ناحیه « کانتو » مشغول به کار شدم تا مخارج خانواده آن سرباز را تامین کنم .
در این مدت با اشتیاق تمام و به اندازه پنج کارگر عادی کار می کردم و حتی یک بار هم به تمرین کاراته نپرداختم . تا آن که زن و فرزند او مرا بخشیده و از من خواستند تا راه خود را ادامه دهم . اویاما سبک کاراته جهانی ( کیوکوشین ) را بنیان گذاری کرد . کیوکوشین به سبک های کره ای بسیار نزدیک بوده و غیر کنترلی می باشد که در آن ، ضربات دست یا پا کنترل نمی شوند ، بلکه به هدف اصابت می کنند . تکنیک های پا گسترش یافته و به تنفس صحیح توجه زیادی شده است . او تا زمانی که زنده بود ، درخواست های فدراسیون کاراته ژاپن برای عضویت و فعالیت تحت پوشش آن مرکز را نپذیرفت .
در 26 آوریل 1994 ، اویاما در سن 71 سالگی درگذشت و با مرگ او اتحادیه کیوکوشین کاراته نیز مرد و رویاهای این مرد بزرگ تحقق نیافت . کتاب های « کاراته چیست » ، « طریقت کیوکوشین » و « این است کاراته » وی با استقبال زیادی مواجه شد و این مرد بزرگ با تربیت شاگردان و تألیف کتب ، یاد خود را برای همیشه در تاریخ جهان زنده نگه داشت .
خویشتن را به سختی به پیش رانده و درجای دلخواهش به سرانجام رساند . نتیجه این کوشش ها و آزمون ها منجر به خلق یکی از مستند ترین تمرینهایش شد ، تمرین افسانه ای او یعنی : (( تمرین کوهستان )) .